|
مقدمة مترجم
در گذشتة موسيقي
سرزمينمان تحقيق چندان علمي صورت نگرفته و همه چيز به حدس و گمان
واگذار شده است. اين كه سازهايمان چه نوع و چه شكلي داشتند، موارد
استفاده از آنها چه بوده و بافت اين موسيقي چگونه بوده است، دقيقاًً بر
ما معلوم نيست، زيرا همه چيز در زير غبار قرنها و اعصار پوشيده شده و
در تاريكي فرو رفته است و اشارهاي ضمني نيز در اينجا و آنجا نميتواند
گشايندة ابهامات باشد.
به دليل همسايگي با
منطقة بينالنهرين و با توجه به گستردگي مراوده و تبادل فرهنگي كه بين
سرزمين قديم ايران و بينالنهرين وجود داشته است و اين كه هر يك از
تمدنها بايد از يك شاهراه اصلي ميگذشتند و سپس به مسير خود وارد
ميشدند، پس موسيقي ازمنة دور ايران هم چندان متفاوت از منطقة بين
النهرين كه در كتاب حاضر مورد كنكاش قرار گرفته نمي تواند باشد. با
اين كه رشتة تحصيليام هارموني و آهنگسازي است ولي علاقهام به مردم
شناسي و تمدنهاي پيشين مرا بر آن داشت تا به ترجمة كتاب حاضر بپرازم
(هر چند موضوع كلي آن يعني موسيقي جدا از رشتة تحصيليام نيست).
اميدوارم كتاب حاضر بتواند مورد استفادة دانشجويان و علاقمنداني كه
مايل به تحقيق در گذشتة موسيقي ايران هستند قرار گيرد تا به تدريج
بتوانيم موسيقي گذشتهامان را به موسيقي امروز پيوند دهيم. جدا از متن
كتاب، فهرست اعلامي براي كتاب تهيه و سعي كردهام اين فهرست تا حد ممكن
كامل باشد.بجا
خواهد بود از اولياي دانشگاه هنر كه امكان چاپ اين كتاب را فراهم
كردهآند تشكر كنم.
محسن الهاميان
|